که می دانم: - من از یادت فراموشم! *** تمام روزها یادت همه شب ها به رویایت دلم خوش بود! ندانستی نفهمیدی که مهرم پاک و بی غش بود! *** زهی باطل خیالاتم! خیالاتی که بی رنگ است چه می دانی؟ دلم تنگ است ... دلم تنگ است ... من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم، رفتي ولي اينو بدون هر جا باشي دوستت دارم هنوز براي ديدنت به روياهام پا مي زارم دل منو شکستي وقتي تنهام گذاشتي کاش مي دونستم تو هيچ وقت دوستم نداشتي دل منو شکستي اما يادت بمونه که هيچ کسي مثل من قدرتو نيست بدونه چقدر دلم مي سوزه عمري دروغ شنيدم با اين همه صداقت آخر به هيچ رسيدم منو بگو دلم رو پاک به تو باخته بودم نفهميدم روي آب خونمو ساخته بودم... ای کاش بفهمی چقدر دلم برات تنگ شده مهتاب اینقدر که وقتی یادت میفتم اشکم خود به خود میاد . ای کاش بدونی عکست رو با خودم همیشه دارم حتی میبرم دانشگاه تا همیشه پیشم باشی . اینقدر دلم هواتو کرده که دارم دیگه جدا دق میکنم از نبودنت و تو خودم میشکنم. مهتاب من ای کاش بفهمی عشق من به تو چقدر پاک.صادقانه و بی کلک بود و همیشه این عشق جاودانه میمونه. ای کاش بیای پیشم . میدونم دوسم نداری . میدونم دلت با من نیست اگه بود نمیرفتی. دیگه نمیتونم تحمل کنم . ای کاش همیشه پیش خودم بمونی تا همیشه تا جونم رو بهت بدم. مهتاب چرا با من این کارو کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم خیلی هواتو کرده. دوست دارم بیشتر اون چیزی که درکش کردی . یادت باشه هیچ کس مثل من دوست نداره عشق من.
به او که تنش بوي گلهاي سرخ را ميدهد،
به او که با جادوي کلامش زيباترين لغات را شناختم،
به او که لحن صدايش دلپذيرترين آهنگ است،
به او که نگاهش به گرمييه آفتاب و لبانش به سرخيه شقايق ودلش به زلالييه باران است،
به او که براي من مينويسد،
مينويسد از باران، از شبنم، از گرماي عشق و ...
من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم ،
به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من درآن غرق شده،
به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نورو شعرو ترانه برد،
و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.
من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،
به او که صداي پايش را ميشنوم،
به او که لحن کلامش را ميشناسم،
به او که عمق نگاهش را ميفهمم،
به او که .....
من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،
به او که گل هميشه بهارمن است،
به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است
وبه او که عشق جاودانه من است......
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 22:17 توسط محمد رضادوست |